X

JavaScript Codes siavash_pce دلم می خواد حرفاشو داد بزنه....
X
dar in weblog be bahs dar mored hame chiz mipardazim

من این پستو فقط و فقط برای حمایت از دوست عزیز و نماینده فعال دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر که به تازگی و بدون دلیل درست و حسابی توسط حراست دانشگاه به جرم موهون احانت به مسئولین  دانشگاه در وبلاگ نویسی مورد بازخواست قرار گرفته را در وبلاگم قرار میدم .

این در حالیست که حمید جان ما فقط  یک انتقاد ساده کرده است همین و دیگر هیچ.

برای حمایت از این دوست عزیزمون لطفا در نظرات پشتیبانی خود را از اعلام کنید.siavash

+ نوشته شده در 1387/2/23ساعت 02:44 توسط pce نظرات(253) - ارسال نظر - - لینک مطلب

۱- مرا ببوس گل نراقی

تنها ترانه ای که توسط گل نراقی خوانده شد و سپس به دلیل مخالفت پدرش سرهنگ گل نراقی خوانندگی را کنار گذاشت:

برای دانلود روی آدرس مستقیم آن کلیک کرده و در محیط 2shared دکمه save on yuor pc را در پایین صفحه کلیک کنید:

http://www.2shared.com/file/3205608/6a408003/mara_beboos.html

امیدوارم از این آهنگ لذت ببرید

siavash_pce

+ نوشته شده در 1387/2/8ساعت 12:15 توسط pce نظرات(262) - ارسال نظر - - لینک مطلب
يک فرزند حاصل چند سال رابطه عاشقانه پدر و دختر استراليايي:|:|:|:-o :-o
269 

دختر استراليايي كه از پدرش صاحب فرزند شده، پس از اقرار به عشق نامشروعشان در يك برنامه تلويزيوني مردم كشورش را متحير كرد.

اين پدر و دختر پس از چند سال ارتباط عاشقانه با يكديگر، صاحب فرزند شده‌اند.

جان ارنست ديوز و دختر وي جنيفر آن ديوز در برنامه ۶۰ دقيقه‌اي شبكه تلويزيوني كانال ناين اظهار كردند كه در سال ۲۰۰۰ به يكديگر علاقه‌مند شدند.

كودك اين پدر و دختر كه دومين فرزند آن‌هاست، هم‌اكنون ۹ ماه دارد فرزند نخست آن‌ها كه در سال ۲۰۰۱ متولد شد، چند روز پس از تولد در اثر نارسايي قلبي درگذشت.

جان سه دهه قبل از مادر جنيفر جدا شد. جنيفر در اين برنامه تلويزيوني اظهار كرد: ما فقط از مردم ذره‌اي احترام و درك مي‌خواهيم.

دختر ۹ ماهه اين پدر و دختر، سيلسيت نام دارد كه جان هم پدر و هم پدربزرگ وي محسوب مي‌شود. اين كودك كه در اين برنامه نشان داده شد در صحت كامل است.

جان درباره اين اقدام مي‌گويد: من مي‌دانم كه رابطه‌ام با دخترم غيرقانوني است، اما احساسات بر من غلبه كرده‌ است.

با تشکر از massi ahangari که به من اجازه دادند از مطلب ایشان استفاده کنم

siavash_pce

+ نوشته شده در 1387/2/8ساعت 12:09 توسط pce نظرات(254) - ارسال نظر - - لینک مطلب

این پست مخصوص خود شخص  s_18   گذاشته شده امیدوارم قبول کنه

مشغول رفتن بودم که دیدم یکی از دوستای دانشگاهم داره زار زار گریه میکنه جویای حالش شدم و کاشف به عمل اومد که خانوم کلاس های 1 روز رو از دست دادن منم با توجه به اطلاعاتی که از 3 نفر( 1 کی دانشجو و 2 تا از پرسنل دانشگاه ) داشتم گفتم که کلاسا تا قبل حذف و اضافه فرمالیتس و درسایی که داده میشه فقط برا خالی نبودن عریضس و از من قول خواست منم به عنوان مدرک این پستو تو وبلاگ گذاشتم.

Siavash_pce

 

+ نوشته شده در 1386/12/6ساعت 11:39 توسط pce نظرات(2) - ارسال نظر - - لینک مطلب

ايران از نظر تعداد معتادين در جهان اول شد ، روزنامه واشنگتن پست

روزنامه واشنگتن پست در گزارشي از تهران نوشت بر اساس گزارش سال 2005 سازمان ملل متحد، ايران ركورد دار تعداد معتادين در جهان است بطوري که 8/2 درصد از جمعيت 70 ميليوني اين کشور به مواد مخدر اعتياد داشته و از اين لحاظ ايران در جهان بي رقيب است.

بر اساس گزارش سازمان ملل، کشورهاي موريتاني و قرقيزستان با 2 درصد جمعيت معتاد در رتبه دوم وسوم قرار دارند.

روزنامه واشنگتن پست در ادامه گزارش خود به زلزله بم در سال 2003 اشاره کرده و نوشت يکي ازانواع کمکهاي ارسالي به اين شهر داروي ضد اعتياد "متادون" بود چرا که 20 درصد مردم شهر معتاد بودند.

به نوشته اين روزنامه، وابستگي ايرانيان به مواد مخدر به قدري زياد شده که يک مقام دولت ايران حتي پيشنهاد کشت خشخاش در ايران را داده است.

گزارشگر واشنگتن پست پس از اشاره به ارزان بودن مواد مخدر در ايران بخاطر نزديک بودن اين کشور به منابع کشت خشخاش در افغانستان به دلايل اعتياد ايرانيان پرداخته و با اشاره به شرايط اقتصادي ايران نوشت:مصرف هروئين در بين جوانان مأيوس و بيکار بسيار رايج است.طبق نظرسنجي دولت معلوم گرديده که 80 درصد ايرانيها معتقد به رابطه مستقيمي بين بيکاري و اعتياد هستند چرا که دولت ايران قادر نيست يک ميليون شغل براي جواناني که هر سال وارد بازار کار مي شوند ايجاد كند.

علي هاشمي رئيس اداره کنترل مواد مخدر ايران مي گويد: "بهاي سنگيني در اين مورد پرداخته ايم. مردم ما در ايران در جبهه مقدم جنگ عليه مواد مخدر قرار داشته اند".

نويسنده پس از اشاره به مبارزه جدي ايران با ترانزيت مواد مخدر و کشته شدن هزاران تن از نيروهاي ايراني در جنگ با قاچاقچيان در دهه گذشته افزود: عليرغم اين مبارزات هنوز مواد مخدر در اين کشور فراوان است.

آذرخش مکري مدير مرکز مطالعات اعتياد در ايران مي گويد که قريب به 20 درصد جمعيت بزرگسال ايران به نحوي مواد مخدر مصرف مي کنند. بر اساس ارزيابي وي نيم ميليون دلال مواد مخدر در اين کار دست دارند که هريک به 3 الي 4 نفر مواد مي‌فروشند. هزينه مصرف اين مواد ساليانه 3 الي 5 ميليارد دلار مي باشد. قريب به 200 هزار جوان در ايران به هروئين معتادند چون اين ماده مخدر در بين جوانان بسيار رايج است.

فريبرز کوچکي 29 ساله مي گويد جوانان توجه چنداني به ترياک ندارند چون مصرف ترياک در بين سالمندان زياد است. کوچکي مي گويد "ترياک اساساً بعنوان دارو يا آرام بخش عليه درد مصرف مي شود ولي هروئين به شما کمک مي کند از حقايق و از واقعيات فرار کني. ما جوانان چيزي مي خواهيم که کمک کند از واقعيت زندگي روزانه فرار کنيم و آن چيز همان هروئين است".

يک جوان که قبلاً زيبايي اندام کار مي کرده مي گويد هزينه تهيه هروئين از تهيه يک ساندويچ برايش کمتر است.

مهدي گلپايگاني هم که در مرکز معتادان پرسپوليس کار مي کند مي گويد 68 درصد معتادين مصرف مواد مخدر را قبل از 20 سالگي شروع کرده‌اند.
این مطلب بر گرفته از سایت ((ترکمن صحرا)) بوده است
قربان همه دوستانsiavash_pce
+ نوشته شده در 1386/11/26ساعت 11:25 توسط pce نظرات(184) - ارسال نظر - - لینک مطلب

سلام خدمت دوستام

۲ تا پست زیر با فرمت باقی پستا فرق میکنه قصدم تنوع نبود می خواستم یادی از گذشته کرده باشم

راستی منبع این اطلاعات همون سایتی که روی عکس ها نوشته می باشد.

siavash_pce

+ نوشته شده در 1386/11/26ساعت 11:04 توسط pce نظرات(262) - ارسال نظر - - لینک مطلب

مصاحبه با پوری بنائی

پاسخ پوری بنایی به سئوالات خوانندگان مجله دختران و پسران  

*هنرپیشگی شما از چه سالی شروع گردید؟- تقریبا 14 سال است از سال 1342

*از کارت راضی هستی ؟- بله راضی هستم .زیرا به این کار عشق می ورزم .

*نام اصلی ات چیست ؟- نام اصلی من صدیقه بنایی است .

*میزان تحصیلاتت چقدر است ؟- آخرین مدرک تحصیلی من دیپلم ادبی است .ویکسال نیز در آمریکا دوره زبان گذرانده و موفق به اخذ دیپلم زبان شدم .

*آیا تابحال ازدواج کردی و ثمره آن چیست ؟- من فقط یکبار پای سفره عقد نشستم ولی عقدی صورت نگرفت .وچون ازدواج نکردم فرزندی ندارم .

*آیا هنوز هم با گوگوش مانند سابق دوست هستی ؟- خیر،دوستی ما مثل گذشته نیست بنظر من وقتی دوستی پاک و صمیمی که بین دونفرهست ،ازبین رفت همه چیز خود به خودی از بین می رود .

*آیا موقعی که خواستی هنرپیشگی را دنبال کنی با مخالفت خانواده ات روبرو شدی - چرا،اوایل خانواده من مخالف بودند و خیال می کردند که خدای ناکرده مشکلاتی پیش می آید.ولی خوشبختانه با راه صحیحی که در پیش گرفتم .از مخالفت ها دست برداشتند و پدر و مادرم جزو اولین کسانی هستند که به تماشای این فیلم ها می روندو جالب اینجاست که آنها برایم هدیه می فرستند .

*انگیزه سفرت به کربلا چه بود ؟- فقط برای زیارت بود . چون سالهای متمادی آرزو داشتم که به پابوس حضرت علی (ع) امام اول شیعیان بروم .

*اولین فیلمی که بازی کردی کدامست ؟- عروس فرنگی

* تاکنون چند فیلم بازی کردی ؟- روی هم 110 تا 115 تا فیلم بازی کردم .

*چرا در سریال های تلویزیونی بازی نمی کنی ؟- برای بازی در سریال های تلویزیونی قرداد بسته ام که انشاءالله بزودی بمعرض نمایش در خواهد آمد .واگر سریال های خوب دیگری باشد،در آن شرکت خواهم کرد .

*از بازی در کدام فیلمها راضی هستی ؟- خوشبختانه اکثر فیلمهایی که بازی کرده ام ،موفق بوده بخصوص فیلمهای خداحافظ تهران ،عروس فرنگی ،اما یک فیلم من بنام مهرگیاه کار نکرد و فیلم زنبورک کمی موفق و غزل متوسط بوده ،ولی از کارم در مهرگیاه و خداحافظ تهران خیلی راضی هستم ..

مجله دختران و پسران /شماره1009/حرداد1357

+ نوشته شده در 1386/11/22ساعت 03:01 توسط pce نظرات(1) - ارسال نظر - - لینک مطلب

گفتگو با حمیده خیرآبادی

گفتگو با حمیده خیرآبادی (نادره )

من 96 کیلو وزن دارم ،نمیخواهم لاغرشوم ،نوه دارم ،150 فیلم بازی کردم و... 

 نادره هنرپیشه قدیمی سینمای ایزان که تابحال در بیش از 150 فیلم فارسی بازی کرده است و ایفای نقش در برنامه « همه افراد یک خانواده » سومین کار تلویزیونی او است ،اخیرا با ایفای نقش همسر عبداله خان در ردیف چهره های روز تلویزیون درآمده است و نقش او در این سزیال مورد توجه قرار گرفته است ،به همین خاطر گفتگوی کوتاهی با وی داریم که از نظرتان می گذرد

*چند سال داری ؟

 -من در مورد سن و سالم با هرکسی حرف می زنم آنچه را که میگویم باور نمیکند ،خیلی ها فکر می کنند حداکثر سنی که داشته باشم 35 تا40 سال باشد .درصورتیکه من 50 سال دارم .

*پس بی چهت نیست که در گروه فیلمبرداری آنطور که من شاهد بودم همه با دیدن شما سعی دارند آنها اول سلام کنند .بهرحال از وضع خانوادگی تان بگویید ؟

 -من در 13 سالگی ازدواج کردم و 20 سال پیش در حالیکه یک دختر داشتم با همسرم متارکه کردم .

 *چطورشد به کار سینما و اصولا هنرپیشگی علاقمند شدید؟

 -دقیقا خاطرم نیست چه موقع ،ولی سالها پیش یک کارگردان که از اقوام من بود ازمن خواهش کرد در فیلمش نقش یک مادر را بازی کنم و منهم قبول کردم واز آن پس اینکارشد حرفه من و جالب اینکه از سالها پیش که خیلی جوان بودم تا حالا من در اکثر فیلمهایم نقش مادر را بازی می کردم و هنوز هم این وضع ادامه دارد من بدون استثنا در فیلمهای مختلف مادر همه هنرپیشه های معروف و مشهوری که مردم می شناسند ،بوده ام .

*وزن تان چقدر است ؟

-96 کیلو  

*هیچ وقت رژیم گرفته اید ؟

- نه ،هیچ وقت اینکار را نکرده ام ،چون معتقدم آدم همیشه باید خودش باشد و سعی در عوض کردن اندام خودش آنهم به اجبار نداشته باشد و از طرفی اندام و هیکل من همیشه به نقش هایی که داشته ام میخورده است .

 * حتما خبر دارید که این روزها کارشما در این برنامه جدید گل کرده است .عکس العمل مردم با دیدن شما چیست ،بخصوص دو سه هفته قبل که شما در یک قسمت از برنامه رژیم لاغری گرفته بودید ؟

 -راستش طرفداران من بیشتر خانمها بوده اند .درکوچه و خیابان بیشتر خانمها با دیدن من بطرفم میایند و مرا می بوسند و وقتی برنامه ای را که شما میگویید ،پخش شد ،از فردای آن روز هرزنی به من میرسید میگفت از رژیمی که گرفته اید نتیجه گرفتید یا نه !

* نظر دخترتان ،ثریاقاسمی در مورد شما و کارتان چیست ؟

- خیلی خوب .من و دخترم بیشتر از هرکس همدیگر را دوست داریم .

*نوه هم دارید؟

-بله .دونوه دارم که یکی دختر است و دیگری پسر و به ترتیب 4سال و 7سال دارند .

  مجله اطلاعات هفتگی /شماره 1837/ فروردین 1356  

توضیح : با توجه به اینکه خانم نادره در سال 1356 50سال داشته اند نتیجه می گیریم سن فعلی ایشان تقریبا 80 سال است و نوه های ایشان هم حالا 34 ساله و 37 ساله شده اند .برای خانم نادره وخانواده ایشان طول عمر ،موفقیت و سلامتی آرزومندیم .

+ نوشته شده در 1386/11/22ساعت 02:58 توسط pce نظرات(246) - ارسال نظر - - لینک مطلب

 

راهپیمایی

سالهاست که در رسانه ها می خوانیم ، می بینیم و می شنویم که در روز ۲۲ بهمن راهپیمایی ملیونی برپا می شود.

پس طبق آمار سال گذشته (۱۳۸۵) گفته شد ۱۰،۰۰۰،۰۰۰ نفر در فاصله میدان آزادی تا میدان امام حسین حضور پر شوری داشته اند با ۱ ضرب و تقسیم ساده حقیقتا خودتان قضاوت کنید:

هر نفر فضای ۵۰*۵۰ سانتی متری را اشغال می کند (با فرض میانگین) و خیابان آزادی خیابانی به عرضه ۳۰ متر یعنی ۳۰۰۰ سانتی متری می باشد پس با تقسیم ۳۰۰۰ بر ۵۰ داریم در عرض خیابان ۶۰ نفر در یک ردیف می توانند بایستند با توجه به تهداد ۱۰،۰۰۰،۰۰۰ نفر و تقسیم ۱۰،۰۰۰،۰۰۰ بر ۶۰ داریم۱۶۶،۶۶۶یعنی به این تعداد ما ردیف ۶۰ نفره داریم که با ضرب این عدد در ۵۰ سانتی متر طول صف راهپیمایان را می یابیم که برابر ۸،۳۳۳،۳۳۳ سانتی متر میشود که برابر ۸۳،۳۳۳ متر و برابر ۳۳۳/۸۳ کیلومتر است حدود ۵/۲ برابر مسیر تهران تا کرج  این در حالیست که این آمار برای مسیر میدان آزادی تا میدان امام حسین منتشر شد

قضاوت با خودتان!!

حال از اینها بگذریم تاکنون فکر کرده اید که این جمعیت ملیونی به چه دلایلی به راهپیمایی می آیند ؟

در زیر این دلایل طبق اولویت و بر اساس یک آمار مورد تصدیق ولی غیره رسمی آورده شده است:

۱- خرید

روز ۲۲ بهمن خود جز بزرگترین بازار روزهای ایران است که شما می توانید در کنار خیابان و در بساط دست فروشها از شیر مرغ تا جون آدمیزاد را پیدا کنید با قیمتی زیبا.

۲- استفاده از مزایای رایگان

در این روز بسیاری از شرکت ها و کارخانه جات دست به توزیع محصولات خود به صورت رایگان می زنند به طور مثال شرکم زمزم که نوشابه رایگان توزیع می کند و شرکتهایی که اقدام به توزیع بن تخفیف می کنند.

۳- ناهار و شیرینی

بسیاری از مردم برای زنده نگاه داشتن یاد و خاطره شکمشان در این راهپیمایی شرکت می کنند.

۴- تفریخ

بسیاری از جوانان برای تفریح ، شوخی و مزاح به راهپیمایی میروند چون هم فاله هم تماشا دیگه....

۵- ایجاد رابطه و اجبار

بسیاری برای اینکه خود را در این روز به افراد خاصی نشان دهند تا بتوانند درجه خود را ارتقا دهند به راهپیمایی می آیند بسیاری هم از روی اجبار و تعهد مانند کارمندان بسیاری از ادارات وارد خیابان ها می شوند.

۶- تجدید آرمان

و در آخر عده ای که با توجه به اعتقاد شخصی و آرمانهای خود راهی راهپیمایی می شوند.

 

و در این خیل جمعیت دلم از این می سوزه که من و امثالم باید به پای کسی بسوزیم که ندانسته و بدون هدف و از روی نادانی در این راهپیمایی شرکت می کند همانند همون شهرستانی یا تهرانی همینطوری و از روی دل و از روی بی دانشی  می زنه بیرون این آمارو ملیونی میکنه.

 

در آخر خاطر نشان می کنم در این مطلب قصد توهین به هیچ شخص حقوقی یا حقیقی رو نداشتم (جز اون کسانی که خودشون می دونن) 

منتظر نظرات شما هستم و خاطر نشان می سازم حاضر به بحث و تبادل نظر با اشخاص مخالف و موافق می باشم.

قربان همه شما مردان و زنان پارسsiavash_pce

+ نوشته شده در 1386/11/21ساعت 12:25 توسط pce نظرات(261) - ارسال نظر - - لینک مطلب

داستان  پولدار ترین ایرانی جهان آقای امیدیار موسسebay

 

 

در دورانى كه ديگر كمتر از معجزه اقتصاد نوين ياد مى شود، يك ايرانى مقيم آمريكا باعث شده تا هنوز هم اعتبار دست اندركاران اقتصاد نوين و آينده آن حفظ شود. طى دهه نود چنان اقتصاد نوين همه كس و همه چيز را متوجه خود ساخت كه همگان باور كردند به زودى ساختارهاى سنتى اقتصاد و صنعت تحت تأثير آن بسيار كمرنگ و كم رونق خواهند شد.

رشد سرسام آور اينترنت و شركت هاى نوپاى اينترنتى حتى نوعى فرهنگ جديد را در بين مديران و فعالان اقتصادى ايجاد كرد. اين فرهنگ از پوشش و لباس گرفته تا نحوه حرف زدن و فكر كردن را تحت تأثير خود قرار مى داد.

به عنوان مثال در بسيارى از شركت هاى نوين و نوپا لباس رسمى از كت و شلوار و كراوات به يك تى شرت و شلوار ساده بدل شد. مديران شركت هاى اينترنتى كه يك شبه ثروتمند شده بودند، معتقد بودند بين فضاى سنتى خانه و محيط شركت نبايد مرزى گذاشت و لباس خانه و محل كار بايد تا حد ممكن نزديك به هم باشد تا بدين ترتيب مرز ميان كار و «بقيه زندگى» از ميان رفته و مرز هاى كار و اداره از ميان بروند.

در دوران رياست جمهورى بيل كلينتون رشد بسيار بالا و بى سابقه بورس اين تحول را مضاعف كرد. اما اكنون خبر چندانى از آن سرو صداها و جار و جنجال هاى خيره كننده نيست. بااين حال پى يراميديار بيش از هر كس ديگرى باعث مى شود تا تصور گذشت از اقتصاد نوين حفظ شود. اين مرد ايرانى الاصل با بنيان نهادن سايت حراج اينترنتى Ebay به يكى از سردمداران اقتصاد نوين بدل شده است.

قصه از كجا شروع شد

پیر امیدیارهمانند بسيارى از داستان هاى موفقيت آميز در رشته اينترنت داستان سايت Ebay هم در يك اتاق نشيمن آغاز شد. پيراميديار كه تخصص وى در زمينه برنامه سازى رايانه اى است در اوقات فراغت خويش و در اتاق نشيمن خانه اش چند سايت اينترنتى را تحت يك مجموعه واحد و با آدرس www.ebay.com گرد آورده و اداره مى كرد. يك بار وقتى كه تعطيلات آخر هفته اش طولانى شد تصميم گرفت جايى را براى برگزارى حراج در اينترنت شكل دهد. وى اين كار را انجام داد و حاصل كارش را «حراج شبكه» ناميد. براى آن كه كارايى سايت خود را امتحان كند يك دستگاه سوراخ كن ليزرى را كه ايراد فنى هم داشت به حراج گذاشت دو هفته بعد اين دستگاه به قيمت ۱۴ دلار حراج شد. بدين ترتيب اولين كالا در اين سايت حراج شد و رسماً سايت مذكور آغاز به كار كرد. اين اتفاق در سال ۱۹۹۵ روى داد و از آن به بعد چنان رشدى در Ebay پديد آمد كه وضعيت فعلى آن با شرايط سال ۱۹۹۵ اصلاً قابل مقايسه نيست. سايت مذكور پس از شكل گيرى در سال ۱۹۹۵ تا مدتى با همان نام «حراج شبكه» فعاليت مى كرد. پس از مدتى اميديار نامش را تغيير داد و آن را Ebay ناميد. ايده تشكيل اين سايت به گفته خود اميد يار خيلى ساده و البته ايده آليستى بود: «از طريق اينترنت مى توان بازارى كامل و جامع ايجاد كرد كه در آن وضعيت عرضه و تقاضا براى همگان شفاف و روشن باشد.» اخيراً مصاحبه اى از اميديار چاپ شده كه وى طى آن با يادآورى آن دوران مى گويد: «مى خواستم چيزى متفاوت انجام داده باشم تا هر فرد خود به تنهايى بتواند هم توليد كننده و هم مصرف كننده باشد.» به تازگى هم يك نويسنده آمريكايى به نام آدام كوهن كتابى را با نام يى بى (Ebayمن) منتشر ساخت كه در آن به رموز موفقيت اميديار و سايتش پرداخته است. به اعتقاد كوهن، اميديار خيلى زود دريافت كه ايده ساده اش يعنى همان چيزى كه چند سطر بالاتر از آن ياد كرديم مى تواند بسيار موفقيت آميز باشد و ثروت كلانى را نصيب وى سازد. او ابتدا كارش را براى تفريح و سپرى كردن اوقات فراغت انجام مى داد اما همين سرگرمى بدل به شركتى با رشد فوق العاده بالا شد. دو سال بعد از آن كه اولين حراج در سال ۱۹۹۵ صورت گرفت شركت به حدى رشد كرده بود كه روزانه بيش از يك ميليون نفر از سايت Ebay بازديد مى كردند.

بزرگ ترين فروشگاه دنيا

رشد اين شركت اينترنتى و سايت آن به حدى بالا است كه امروز ديگر هيچ فروشگاهى را چه در ميان سايت هاى حراج اينترنتى و چه در ميان ليست بزرگترين فروشگاه ها و سوپر ماركت هاى جهان نمى توان با آن مقايسه كرد. هيچ فروشگاهى را نمى توان در دنيا پيدا كرد كه ميزان خريد و فروش كالا در آن به اندازه اين سايت اينترنتى باشد. امروز به طور متوسط روزانه ۱۲ ميليون عدد كالا در سايت Ebay به فروش مى رود. تعداد مشتريان ثبت شده Ebay هم ۱۴۴ ميليون نفر است. به عبارت ديگر ۱۴۴ ميليون نفر از مردم كره زمين مشتريان رسمى و دائم آن محسوب مى شوند. يكى از بهترين سال هاى اميديار و سايتش سال ۱۹۹۷ بود كه در آن سال بالاترين رشد اين فروشگاه اينترنتى به دست آمد. در آن سال همچنين اولين مديران شركت منصوب شدند. اميديار در همين سال هم تصميم گرفت كه براى تداوم رشد شركتش مديران با تجربه را وارد Ebay كرده و خود نقش مشاور و «رئيس در سايه» را برعهده گيرد. او در تأسيس شركت يك شريك زيرك هم داشت: جف اسكول. اسكول نيز اين ديدگاه اميديار را قبول داشت كه اگر چه ايده وى بسيار خوب بوده اما آنها خود به تنهايى نمى توانند در اقتصاد پر رقابت امروز هر كارى را انجام دهند. اين دو مديرى را به رياست شركت خويش برگزيدند كه هنوز هم رياست Ebay را برعهده دارد. وى كه مگ ويتمن نام دارد اندكى پس از آغاز رياست خود، توانست در سال ۱۹۹۸ Ebay را با موفقيت وارد بورس سازد. حضور موفق Ebay در بورس ثروت بنيانگذار آن يعنى اميديار را چند برابر كرد. در آن زمان ديگر ايده ساده مرد جوان موجب پديد آمدن بزرگ ترين فروشگاه و مركز حراج دنيا شده بود. آدام كوهن كه براى نوشتن كتاب خود اجازه يافته بود تمامى سوراخ ها و گوشه هاى ناديده شركت را مورد بررسى قرار دهد، در كتاب خودمصاحبه هاى متعددى با اميديار و تعداد زيادى از پرسنل شركت انجام داده و حتى نظرات سرمايه گذاران را هم جويا شده است. وى در پايان تمامى اين اقدامات نتيجه مى گيرد كه در ميان شركت هاى بزرگ دنيا، نهاد اداره كننده سايت Ebay يكى از كم تنش ترين هاى آنهاست. او يكى از دلايل اين امر را نوع نگاه و رفتار مديريتى اميديار مى داند. وى خود نيز طى مدت تحقيقات خويش به يكى از شيفتگان و طرفداران سرسخت اميديار و سايت وى بدل شده است. لذا تقريباً تمام كتابش كه بيش از ۳۰۰ صفحه است صرف تعريف و تمجيد از مرد جوان شده است.

مشابهت با بيل گيتس

بسيارى معتقدند آن كارى كه اميديار انجام مى دهد نمونه مشابهى است با عملكرد غول نرم افزارسازى دنيا يعنى بيل گيتس و شركت وى- مايكروسافت. هر دوى اينها در عالم رايانه سير مى كنند و هر دو نيز انحصارگرند. گيتس در رشته نرم افزارسازى قدرت بلامنازع دنياست و او از اين جايگاه نيز به هر وسيله اى كه شده دفاع مى كند- ولو با شيوه هاى نه چندان اخلاقى. مخالفان سايت Ebay و شخص اميديار هم مى گويند همه چيز آن پول و مسائل مادى است و آنقدر بر اين امر اصرار مى شود كه حتى حاضرند برخى موضوعات و پيش شرط هاى لازم را ناديده بگيرند. در حال حاضر مى توان گفت Ebay تنها سايت جدى حراج در اينترنت است و سايرين در مقابل آن به هيچ وجه مجالى براى فعاليت ندارند. اميديار در مقابل اين مخالفان بارها كوشيده با يك عبارت خاص و كلى جواب بدهد: «انسان اساساً موجود خوبى است. اگر به او فرصت خوب عمل كردن داده شود عموماً رفتارش نيز خوب خواهد بود.» در بسيارى از صفحات اينترنتى مرتبط با Ebay وى همين عبارت را هم به صورت يك پند اخلاقى در گوشه اى از صفحه آورده است.

زندگى خصوصى

اميديار به رغم مشابهت در رفتار به بيل گيتس برخى ويژگى هاى جالب دارد. غالباً لباس ساده به تن دارد و در اغلب عكس هايى كه از وى به چاپ مى رسد كراوات و كت و شلوار نپوشيده است. پيراهن معمولى و كاپشن چرمى ظاهراً لباس هاى محبوبش هستند- درست مثل مديران اقتصاد نوين.

در سايت اينترنتى شخصى خويش كه در آن با مخاطبان و علاقه مندان پيغام رد و بدل مى كند، خودش را چنين معرفى كرده است: «من بيشتر عمرم فردى طرفدار تكنولوژى بوده ام. اگر چه شهرتم به واسطه ابداع Ebay است. اما سعى ام بر آن است كه دنيا را به مكانى بهتر بدل كنم.»

اميديار در حال حاضر ثروتمندترين ايرانى است و در ليست ثروتمندترين ساكنان آمريكا هم مكان بيست و هفتم را به خود اختصاص داده است. البته به رغم بحث ايرانى بودن وى، تنها يكى از والدينش ايرانى است و خودش هم در پاريس به دنيا آمده.

در سال ۱۹۶۷ يعنى زمانى كه خانواده اش در پاريس زندگى مى كردند، به دنيا آمد. پس از آن پدرش براى تحصيل در رشته فيزيك عازم مريلند آمريكا شد تا در دانشگاه جان هاپكينز رشته محبوبش را دنبال كند.

پى ير اميديار كه به همراه پدر و مادرش به آمريكا رفته بود طى دوران دبيرستان عاشق رايانه شد. بالاخره هم توانست در سال ۱۹۸۸ در رشته رايانه از دانشگاه «تافتس» فارغ التحصيل شود. پس از فارغ التحصيلى در شركت اپل (Apple)- سازنده رايانه- مشغول به كار شد. طى همين دوران با خانمى به نام پاملا آشنا شد و مدتى بعد هم با وى ازدواج كرد. جالب است بدانيد كه خانم پاملا نيز فاميل خود را به اميديار تغيير داده است.

اين زوج همانند بيل گيتس و همسرش اعلام كرده اند كه قصد دارند طى سال هاى آينده بخش عمده ثروت خود را خرج كنند. آنها گفته اند كه تابيست سال آينده به جز يك درصد از ثروتشان بقيه آن را خرج مى كنند.

اميديار چندان علاقه اى به موضوعات سياسى ندارد و معمولاً در مورد ايران نيز اظهار نظر چندانى نمى كند. او چند سال قبل بخشى از ثروت خود را در سايت گوگل كه بزرگ ترين موتور جست و جوى دنياست سرمايه گذارى كرد. چند ماه قبل ورود موفق گوگل به بورس باعث شد تا از اين رهگذر نيز مبلغ كلان ديگرى نصيبش شده و باز هم بر ثروتش افزوده شود. مى گويند كسى تاكنون چهره او را بدون ريش نديده است.

زندگی نامه پیر امیدیار موسس سایت ebay - پولدارترین ایرانی

+ نوشته شده در 1386/10/27ساعت 10:30 توسط pce نظرات(258) - ارسال نظر - - لینک مطلب
صنعت خودرو سازي ايران از نگاه مجله Fortune

مجله Fortune گزارش مفصلي در خصوص رشد صنعت خودرو ايران منتشر كرده است كه خالي از لطف نيست آن را بخوانيم و به ايران و ايراني افتخار كنيم.
در اوايل سال جاري با جدي تر شدن بحث و مناظره ها بين تهران و واشنگتن و افزايش تهديد هاي امريكا عليه ايران، دو شركت خودرو سازي بزرگ آن يعني ايران خودرو و سايپا كاري انجام دادند كه حتي در ذهن شركت هاي بزرگي چون تويوتا، فورد و يا حتي "بي.ام.و" نيز خطور نكرده بود، آنها تصميم گرفتند خود را براي شرايط بسيار بد و يا حتي زمان جنگ آماده و مهيا سازند.
دو شركت خودروسازي دولتي و مرتبط با ارتش ايران براي خود سه سناريو در نظر گرفتند.
براساس اين گزارش، هادي ملكان مدير توسعه بازرگاني سايپا، مي گويد: ما سه شرايط سبز، زرد و قرمز داريم و براي هر كدام از آنها نيز برنامه هاي خاصي در نظر گرفته ايم. اين تصميمات با 100 نفر از برجسته ترين مديران در ميان گذاشته شده است تا آنها نيز بدانند در هر زمان چه بايد بكنند.
شرايط سبز زماني است كه روابط ايران و امريكا به حالت عادي در بيايد و ايران به بازار كالاها و خدمات مالي بزرگترين اقتصاد دنيا دسترسي پيدا كند و ديگر كسي به فكر تحريم ايران و شركت هاي آن نباشد، ملكان اين شرايط را بسيار عالي توصيف مي كند و آن را بهترين راه براي ورود به بازار خودروي آمريكا مي داند.
شرايط زرد به شرايطي گفته مي شود كه وضع به همين صورت باقي بماند و روابط دو جانبه اي بين ايران و آمريكا در بين نباشد و آمريكا نيز براي شركت هاي ايراني محدوديت هايي ايجاد كند.
اما شرايط قرمز براي موارد بحراني از جمله جنگ مي باشد كه ممكن است در آن زمان آمريكا به ايران حمله ي نظامي انجام دهد.
ملكان در اين خصوص مي افزايد: در اين زمان توليد خودروهاي سنگين ما افزايش پيدا مي كند كه بيشتر خودروهاي نظامي و ارتشي خواهد بود، ما به كار خود ادامه مي دهيم هر چند ممكن است برخي از خطوط توليد به دليل كاهش مشتري بسته شود.
شرايط براي شركت ايران خودرو نيز تقريبا به همين صورت است. ايران خودرو بزرگترين و قديمي ترين شركت خودروسازي ايران است و بيشتر با نام پيكان آن را مي شناسند و باقي مانده ي شركت هيلمن مي باشد كه در سال 1960 در ايران برپا شد.
بنابراين گزارش، عليرضا ميرزايي معاون 37 ساله صادرات ايران خودرو كه در جنگ ايران و عراق نيز حضور داشته است، در اين مورد بيان مي كند: ما فرزندان جنگيم و هميشه در بدترين شرايط نيز راه هايي داريم و براي بدترين شرايط خود را آماده كرده ايم.
هر چند ميرزايي و ملكان در خصوص بدترين شرايط صحبت كردند، اما هر دو با اميد به آينده مي نگريستند، به طوري كه ملكان اظهار مي كند: هر چند ممكن است وقوع جنگ براي مدتي كوتاه شرايط را نامساعد كند اما بار ديگر شرايط به حالت عادي باز خواهد گشت.
ميرزايي نيز تصريح مي كند: ما مي توانيم با شركت هاي اروپايي كار كنيم حتي با آمريكايي ها. تجارت تجارت است و آنها نيز دوست ندارند بازار پر سود ايران را از دست بدهند. گذشته ها گذشته است و من معتقدم ظرف پنج تا شش سال آينده،‌ ما مي توانيم حتي خودروهاي شورولت را در ايران توليد كنيم.
براساس اين گزارش، كشور ايران با جمعيت 70 ميليوني خود به شدت تشنه خودرو است و پس از نفت، صنعت خودرو با استخدام 150 هزار نفر چهار درصد از توليد ناخالص ملي اين كشور را تامين مي كند و هر سال نيز يك ميليون خودروي جديد وارد بازار مي شود. ايران هم اكنون بزرگترين توليد كننده خودرو در خاورميانه و آسياي مركزي است.
جاناتان پاسكيت از متخصصان صنعت خودرو موسسه J.D. Power Automotive Forecasting، مي گويد: در ايران با ارقام پايين سر و كار نداريم، جمعيت بسيار بالا است و افراد زير 40 سال، با جيب هاي پر پول، در انتظار خريد خودرو مانند دوستان و آشنايان خود هستند.
سال ها پيش بازار خودروي ايران فقط در دست آمريكايي ها بود، شركت هاي فورد و جنرال موتورز خودروهاي شورولت نوآ، بيوك و كاديلاك در ايران توليد مي كردند اما پس از انقلاب و در سال 1981 بعد از اشغال سفارت آمريكا در ايران اين توليدات و واردات به پايان رسيد.
هم اكنون تنها خودروهاي امريكايي كه در ترافيك شديد تهران به چشم مي خورند شورولت هاي دهه 70 و 60 هستند كه بيشتر توسط سالخوردگان هدايت مي شوند.
انقلاب اسلامي و بعد از آن تحريم هاي آمريكا ضربه سختي به صنعت خودروسازي ايران وارد آورد و بعد از ملي شدن صنعت خودرو، بسياري از شركت هاي خودروسازي جهان به دليل ترس از دست دادن بازار پر سود تر آمريكا از بازار ايران چشم پوشي كردند.
به همين دليل كارخانه ها قديمي شدند و قطعات معمولا از طريق يك كشور ثالث وارد و محصول توليدي بسيار گران تمام مي شد.
بسياري از مهندسان گله مي كردند كه خطوط توليد هر روز با مشكل مواجه است و بسياري از دردسرهاي ديگر روز به روز با صنعت خودروي ايران گره خورده بود، بهترين نماد اين مشكلات نيز خودروي پيكان است كه از سوي مردم ايران هم يك نماد ملي و هم يك جوك ملي است.
اين خودرو 40 سال توليد شد و هنوز هم در خيابان هاي تهران به شدت حضور دارد بطوريكه از هر سه خودرو يكي پيكان است. اين خودرو به شدت هوا را آلوده مي كرد، سيستم كولر نداشت و مصرف سوخت بسيار زيادي داشت، هر چند اين موضوع آخري در كشوري كه قيمت هر ليتر بنزين آن فقط 10 سنت و يك سوم قيمت همان مقدار آب است زياد مهم نبود!
شركت ايران خودرو بالاخره سال گذشته با توجيه اين كه پيكان استانداردهاي آلودگي هوا را پاس نمي كند توليد اين خودرو را متوقف كرد، البته توقف توليد پر فروش ترين خودروي ايران زياد آسان نبود زيرا با سنگ اندازي هاي ايران خودرو براي توقف توليد اين خودرو، اسحاق جهانگيري وزير وقت صنايع و معادن شخصا با حضور در اين شركت، توليد پيكان را متوقف كرد.
ميرزايي در اين باره مي گويد: پيكان خيلي بيشتر از عمر خود توليد شد و اين به دليل آن بود كه امريكا به ما اجازه ي تجارت با خود را نداده بود.
بر خلاف جنگ سرد بين ايران و امريكا، گاه به گاه نيز خبرهايي از اعلام تمايل براي همكاري بين ايران و آمريكا در زمينه خودرو به گوش خورده است.
بنابراين گزارش حسن مومني مدير برنامه ريزي استراتژيك سايپا، مي گويد: در اواخر دهه 90 ميلادي با شركت كرايسلر مذاكراتي در مورد همكاري داشتيم. كرايسلر در آن زمان قصد داشت خودروي Plymouth Acclaim خود را در ايران عرضه كند و حتي اين خودرو براي شرايط آب و هوايي ايران تست شد، مذاكرات تا حد مطلوبي پيش رفته بودد هر چند كه دولت هاي آمريكا و ايران با يكديگر روابط حسنه اي نداشتند.
وي در خصوص يكي ديگر از تيم مذاكره كننده آن زمان سايپا كه مسئولان اصرار داشتتند نامش فاش نشود، بيان كرد: مذاكره با شاخه كانادايي كرايسلر آغاز شده بود كه گاها در استانبول و دوبي با نمايندگان كرايسلر ديدار و گفت و گو مي كرديم و حتي در مورد قيمت و جزئيات توليد نيز به توافق رسيده بوديم اما پس از آن كه جورج بوش ايران، كره شمالي و عراق را از محورهاي شرارت خواند، اين مذاكرات نيز متوقف شدند.
هر چند كه هم اكنون كرايسلر هر گونه مذاكره با ايران را كتمان مي كند، سخنگوي اين شركت مي گويد: تا كنون هيچ مذاكره اي ما و يا شاخه اي از شركت كرايسلر با ايراني ها نداشته است.
سخنگوي خزانه داري آمريكا نيز مي افزايد: صحبت و يا مذاكره با ايراني ها نيازي به اجازه ندارد اما چنانچه كار به انعقاد قرار داد بكشد، بايد اين موضوع به تاييد مقامات دولتي برسد.
هم اكنون برخي اتفاقات رخ داده كه بحث تحريم عليه ايران را تقريبا بي اثر كرده است به طوريكه در حال حاضر شركت مزداي ژاپن كه يك سوم آن متعلق به فورد امريكاست با شركت خصوصي "بهمن" در ايران قرارداد دارد و مزدا 323 در اين كشور توليد مي شود.
شركت دايملر كرايسلر نيز به تازگي مجوز توليد خودرو هاي بنز كلاس E خود را در ايران صادر كرده است.

كارخانه هاي قديمي توليد خودرو
با توجه به استانداردهاي جهاني، شركت هاي خودرو سازي ايران هم اكنون كهنه و فرسوده اند و فناوري آن ها به پيش از سال 1970 باز مي گردد، با اين وجود 25 هزار كارمند شركت ايران خودرو در مكاني نزديك به شركت سايپا به توليد خودروي جايگزين پيكان، يعني سمند و ساير مدل هاي پژو مي پردازند.
اين كارخانه براي خود شهري است با ساختمان ها، ايستگاه قطار و اداره پست مجزايي كه براي جوابگويي به نيازهاي آن ساخته شده است، بر روي ديوارهاي داخلي اين شركت پيغام هاي اسلامي مبني بر اين كه مسلمان خوب، با قدرت و دقت كار مي كند نيز به چشم مي خورد.
به تازگي توليد در دو شركت سايپا و ايران خودرو به سه شيفت كاري افزايش يافته است و به جز در ايام تعطيلات ديني و روز وفات امام خميني (ره) در چهار ژوئن، اين كارخانه ها با 95 درصد ظرفيت در حال كار هستند.
بحث توزيع خودرو نيز در ايران قابل توجه است، در شركت كرمان خودرو كه با فولكس واگن و شركت چري چين همكاري مي كند مشتريان بايد براي دريافت خودروهايشان يك ماه در انتظار باشند. بهرام شريعت قائم مقام گروه كرمان خودرو، در اين باره مي گويد: وضع كرمان خودرو بسيار بهتر از سايپاست كه تحويل خودرو آن گاه دو سال به طول مي انجاميد.
مومني از سايپا تصريح مي كند: بسياري از شركت هاي خارجي به دليل ترس از امريكا به صورت بلند مدت وارد بازار ايران نمي شوند و همين امر براي آنها بسيار دردآور است كه بازار ايران را از دست بدهند.

ورود غول هاي خارجي به ايران
با افزايش نقدينگي جامعه ايراني و افزايش سرسام آور قيمت هاي نفت در سال هاي اخير، غول هاي صنعت خودروسازي دنيا چون پژو– سيتروئن، رنو، كيا، هيونداي و فيات با شركت هاي ايران خودرو، سايپا و ساير شركت هاي خصوصي در ايران همكاري مي كنند و معمولا براي عدم سرمايه گذاري مستقيم در اين كشور و پاسخ دادن به واشنگتن، فقط به ارائه ليسانس توليد خودرو اكتفا مي كنند.
هر چند برخي از شركت هاي كره اي و اروپايي در حال كار بر روي بازار ايران و در حال در دست گرفتن بازار هستند.
با وجود اين كه فروش و توليد خودرو در ايران هر ساله با ارقام 30 و 40 درصد در حال رشد است، بازهم شركت هاي خارجي براي ورود به بازار ايران با احتياط گام بر مي دارند. سمند خودروي ملي ايران بر پايه پلت فورم پژو 405 ساخته شده است و از ابتداي توليد تا كنون 300 هزار دستگاه از آن به فروش رسيده است.
پژو نيز تعدادي از متخصصان خود را براي بازديد از خطوط و ارائه كمك هاي فني به ايران فرستاده است و مومني نيز از رشد فروش خودروي زانتياي شركت PSA خبر مي دهد.
هر چند با وجود اعلام خبر گسترش روابط ايران با خودرو سازان فرانسوي، مدير روابط عمومي پژو – سيتروئن در اين باره مي گويد: ما هيچ گونه وابستگي عميقي به بازار ايران چه از نظر صنعتي و چه از نظر بازرگاني نداريم.
مومني نيز اظهار مي كند: خودروسازان ايراني در حال تلاش براي قطع وابستگي به شركت هاي خارجي هستند و در پي سوبسيدهاي فراوان دولت و نرخ بالاي تعرفه واردات خودرو، شركت هاي داخلي به خوبي رشد كرده اند.
اين گزارش مي افزايد: سود ايران خودرو در سال 2004 به 405 ميليون دلار رسيد و حتي براي خريد شركت روور انگليس نيز اعلام آمادگي كرده بود و اين شركت هم اكنون در حال برنامه ريزي براي صادرات محصولات خود به بازار كشورهاي ونزوئلا، بلاروس، هند و چين است.
معاون صادرات ايران خودرو در پايان اين گزارش با ابراز تاسف از برخي اشتباهات، خاطرنشان مي كند: در سال 1970 كره اي ها كشور ايران را به عنوان مدل خود در صنعت خودروسازي هدف قرار دادند در حالي كه هم اكنون ما در حال پيروي از آنها هستيم، چنانچه ما(ايران) چنين مشكلاتي با امريكا نداشتيم هم اكنون حداقل صنعت خودروسازي ما در حد كشور كره بود.

+ نوشته شده در 1386/10/27ساعت 10:20 توسط pce نظرات(257) - ارسال نظر - - لینک مطلب


داستان ما داستان يك دانشجو است كه توانست در 5 ترم فارغ شود، اميدواريم داستان هيچ كدام از شما به مانند اين داستان نباشد؛

ترم اول: خوشحالي- شادي- قبول شدم- «تبريك»- كيف سامسونت- كلاس گذاشتن- خودبزرگ بيني- اعتماد به نفس كاذب- بحث سياسي، فرهنگي- آدم حسابي- فرهيختگان جامعه- نخبگان مملكت- آينده سازان كشور- روزنامه- جزوه- كتاب- درس- نت برداري- حضور، غياب- صندلي رديف اول- سرچ تحقيق در سايت گوگل- اميد به آينده- تلفن به مامان:"مامان! دانشگاه خيلي خوبه!"

ترم دوم: سلام- خوبي؟- دختر،پسر- اكبري- صالحي- احمدي- اين خوبه- اون بهتره- انتخاب اصلح- فردا قشنگه- حضور،غياب- آيينه- آب شونه- عطر- ادكلن- آينه- گرفتن جزوه- صندلي رديف وسط- بازم سلام- چت- اوه آخر ترمه!- شب امتحان- معدل 12- تلفن به مامان:"مامان! دانشگاه بد نيست!"

ترم سوم: تريپ پروانه اي- ندا- كافي شاپ- قرار- نيومد-قرار- ايندفعه اومد- ضدحال- رفت(به همين راحتي!)- غصه- دلتنگي- افسردگي- دوست بد- سيگار- كلاس دودره- واسه من هم حاضر بزن- شب امتحان- جزوه ندارم- تقلب- ده- مشروط- تلفن به مامان:" ميگذره!"

ترم چهارم: مخ زدن- نگين- افسانه- آرزو- الميرا- رديفه!- خونه[ ]- سيگار- دود- بنگ- حوصله ندارم- بي خيالي- غيبت- غيبت- غيبت- صحبت با استاد- تقلب- ده- اتاق استاد- مشروط- مامان زنگ مي زنه:"پسرم خوبي؟!"

ترم پنجم: خواب- بيداري- خونه- سيگار- بي حوصلگي- زغال خوب- شيشه- تبديل شدن به يك رفيق ناباب براي بقيه- خواب- بيداري- خونه- شيشه- بي حوصلگي- ذغال خوب- خواب ... خواب ... خواب ... خواب ... – نه انگار بيدار بشو نيست، مرده!!- از مرده شور خونه تلفن به مامان:"بياين،بچه تون رو ببرين!"

و اينگونه بود كه اين دانشجو در پنج ترم توانست فارغ شود ... البته از زندگي!!

 

+ نوشته شده در 1386/10/27ساعت 12:11 توسط pce نظرات(259) - ارسال نظر - - لینک مطلب
 دانستنی هایی که شاید نمی دانید
 
 
 

*هر تکه کاغذ را نمیتوان بیش از 9 بار تا کرد.
*
در هرم خئوپوس در مصرکه 2600 سال قبل از میلاد ساخته شده است به اندازه ای سنگ بکار رفته که میتوان با ان دیواری اجری به ارتفاع 50 cmدر دور دنیا ساخت.
*
هر سال از 600/557/31ثانیه تشکیل شده است.
*
بزرگترین گل جهان فلوزیا نام دارد .
*
بیشترین ضربان قلب راقناریها با1000بار در دقیقه وکمترین را فیل با27 بار در دقیقه دارد.
*
اگر تمام رگهای خونی را در یک خط بگذاریم تقریبا 97000 کیلو متر میشود.
*
سرعت صوت در فولاد 14 بار سریعتر از سرعت ان در هواست.
*
وقتی مگس بر روی یک میله فولادی مینشیند میله فولادی به اندازه دو میلیونیم میلیمتر خم میشود.
*
نور خورشید فقط تا عمق 400متری اب دریا نفوذ میکند.
*
امریکا تا 50 میلیون سال دیگر دو نیم خواهد شد.
*
عدد 2520 را میتوان بر اعداد 1 تا10 تقسیم نود بدون انکه خارج قسمت کسری داشته باشد.
*
فشار در مرکز خورشید تقریبا700میلیون تن بر452/6سانتی متر مربع است.
*
طول عمر مردم سوید و ژاپن از دیگر ملل جهان بیشتر است.
*
شیشه در ظاهر جامد به نظر میرسدولی در واقع مایعی است که بسیار کند حرکت میکند.
*
داغ ترین نقطه کره زمین در دالول اتیوپی است . در این منطقه در یک روز عادی دمای هوا در سایه به 94 درجه فارنهایت میرسد.
*
ابشار آنجل در ونزوئل20 بار بلندتر ازابشار نیاگارا است.
*
یک لیتر سرکه درزمستان سنگینتراز تابستان است.
*30
برابر مردمی که امروزه بر سطح زمین زندگی میکنند در زیر خاک مدفون شده اند.
*
نزدیکترین ستاره به زمین بعد از خورشیدالفامنچوری است که فاصله ان تا زمین 3/4سال نوری است.
*
تنها حیوانی که نمی تواند شنا کند شتر است.
*
فلز اوسمیم سنگینترین ماده روی زمین است .
*
ایا میدانید ۶۰٪ از ماهواره های جهان نظامی و ۴۰٪ بقیه غیر نظامی است.
*
در هر ثانیه بیش از ۵۰۰۰ بیلیون بیلیون الکترون به صفحه تلویزیون بر خورد میکند و تصویری را که شما تماشا میکنید بوجود می اورد.
*
ایا میدانید شانس شبیه بودن دو اثر انگشت یک به ‫64 میلیارد است‌.‏
*
اگر امواج ماورای صوت را به قسمت محدودی از فضا که در ان گرد و غبار و یا ذرات دود سیگار موجود باشد بتابانیم این ذرات با سرعت رسوب میکنند.
*
ایا میدانستید درجه حرارت بالاترین قسمت یک شعله به 1540 درجه میرسد در حالیکه پایین ترین قسمت ان فقط 300درجه حرارت دارد.
*
ایا میدانستید که معنی لغت کانادا به زبان سرخ پوستی یعنی روستای بزرگ.
*
ایا میدانستید که قد انسان تا ۲۰, ۲۵ و گاها تا ۴۰ سالگی بلند میشود و از چهل سالگی به بعد قد
انسان هر دو سال حدود شش میلی متر کوتاه میشود.
*
آیا میدانستید که ناخنهای دست چهار برابر ، سریعتر از ناخن های پا رشد میکنند.
*
آیا میدانستید که فقط با از دست دادن یک در صد از آب بدن ، احساس تشنگی میکنیم.
*
آیا میدانستید که در حدود یک سوم سرطانهایی که در نهایت منجر به مرگ میشوند با آنچه که میخوریم در ارتباط هستند.
*
آیا میدانستید که دهان انسان روزانه یک لیتر بزاق تولید میکند.
*
آیا میدانستید که تنها موادی که دارای یکی از عنصرهای آهن, کوبالت یا نیکل باشند جذب اهن ربا میشود.
*
ایا میدانستید که مغز شما وقتی خواب هستید فعالیتش بیشتر است از وقتی که در حال تماشای تلویزیون هستید.
*
آیا میدانستید که مغولستان بزرگترین کشور جهان است که به دریا و اقیانوس راه ندارد.
*
آیا میدانستید که انگشت سبابه «نشان» از سایر انگشتان دست حساستر است.
*
آیا میدانستید که ملکه موریانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذکر خود می باشد.
*
ایا میدانستید چیتا یا یوزپلنگ سریعترین حیوان خشکی است . او در عرض فقط 3 ثانیه تا 100 کیلومتر در ساعت سرعت می گیرد. رکوردی که حتی سریعترین خودروهای فراری هم نتوانسته اند بشکنند.


*
طبق آمار صندوق بین المللی پول، ایران از نظر فرار مغزها در بین 91 کشور در حال توسعه و توسعه نیافته جهان در مقام اول قرار دارد.
*
ایا میدانستید که برج آزادی که در بندر نیویورک(ایالات متحده امریکا) قرار دارد92 متر ارتفاع و هدیه ای از طرف فرانسه است.قطعات این مجسمه کم کم باکشتی از فرانسه به امریکا اورده شد و در انجا سر هم شد.
*
ایا میدانستید تشکیل و تولد سیاره ای مشابه زمین حداقل به سه میلیون سال
نیاز دارد.
*
آیا میدانستی که در هر شبانه روز تقریبا هیجده هزار لیتر خون در بدن به جریان انداخته میشود و این کار عظیم را قلب به تنهایی عهده دار است.
*
ایا میدانستید که شمار تلفات جانی در جنگ جهانی دوم که بین سالهای 1939 تا 1945 بود، بیش از بیست و شش میلیون نفر بود.
*
آیا میدانستید که تقریبا 300 متر مکعب گاز هلیم میتواند یک انسان را از روی زمین بلند کند.
*
آیا میدانستید که کرمهای ابریشم در پنجاه وشش روز هشتاد و شش هزار برابر خود غذا میخورند.
*
آیا میدانستید که تیز پروازترین حیوانات جهان پرندگانیاند که «پرستوک» نامیده میشوند پرستوک دم خاردار که در آسیا زندگی میکند ، قادر است با سرعتی بیش از صد و شصت کیلومتر در ساعت پرواز کند و با بالاترین میزان سرعت یک قطار سریعالسیر رقابت کند.
*
آیا میدانستید که کره مریخ با سرعت 240 کیلومتر درساعت به دور خورشید میچرخد.
*
آیا میدانستید که هرچه از مرکز زمین فاصله بگیریم نیروی جاذبه کمتر می شود، در نتیجه وزن کاهش می یابد ، وزن فردی که در خط استوا ایستاده از وزن همین شخص در قطب شمال و جنوب کمتر است زیرا در خط استوا زمین بر آمده تر و در قطب هموارتر است این تفاوت وزن حدود پنج درصد است.


*
آیا میدانستید که ظروف پلاستیکی تقریبا پنجاه هزار سال در برابر تجزیه و فساد مقاومند.
*
آیا میدانستید که رشد کودک در بهار بیشتر است.
*
آیا میدانستید که یک چهارم خاک روسیه در سال پوشیده از برف است.
*
آیا میدانستید حس بویاییه مورچه با حس بویاییه سگ برابری میکند.

+ نوشته شده در 1386/10/10ساعت 11:31 توسط pce نظرات(251) - ارسال نظر - - لینک مطلب

 

استفاده از عدد پی در ساخت تخت جمشید

مهندسان هخامنشی راز استفاده از عدد پی (۱۴/۳ )
را دو هزار و 500 سال پیش
کشف کرده بودند. آنها در ساخت سازه های سنگی و
ستون های مجموعه تخت جمشید
که دارای اشکال مخروطی است، از این عدد
استفاده می کردند.

مهندسان هخامنشی راز استفاده از عدد پی (۱۴/۳ )
را دو هزار و 500 سال پیش
کشف کرده بودند. آنها در ساخت سازه های سنگی و
ستون های مجموعه تخت جمشید
که دارای اشکال مخروطی است، از این عدد
استفاده می کردند.
عدد پی ( ۳/۱۴)در علم ریاضیات از مجموعه اعداد
طبیعی محسوب می شود. این
عدد از تقسیم محیط دایره بر قطر آن به دست می
آید. کشف عدد پی جزو
مهمترین کشفیات در ریاضیات است. کارشناسان
ریاضی هنوز نتوانسته اند زمان
مشخصی برای شروع استفاده از این عدد پیش بینی
کنند. عده زیادی، مصریان و
برخی دیگر، یونانیان باستان را کاشفان این
عدد می دانستند اما بررسی های
جدید نشان می دهد هخامنشیان هم با این عدد
آشنا بودند.
«
عبدالعظیم شاه کرمی» متخصص سازه و ژئوفیزیک
و مسئول بررسی های مهندسی در
مجموعه تخت جمشید در این باره،‌ گفت: «بررسی
های کارشناسی که روی سازه
های تخت جمشید به ویژه روی ستون های تخت جمشید
و اشکال مخروطی انجام
گرفته؛ نشان می دهد که هخامنشیان دو هزار و 500
سال پیش از دانشمندان
ریاضی دان استفاده می کردند که به خوبی با
ریاضیات محض و مهندسی آشنا
بودند. آنان برای ساخت حجم های مخروطی راز عدد
پی را شناسایی کرده
بودند
دقت و ظرافت در ساخت ستون های دایره ای تخت
جمشید نشان می دهد که مهندسان
این سازه عدد پی را تا چندین رقم اعشار محاسبه
کرده بودند. شاه کرمی در
این باره گفت: «مهندسان هخامنشی ابتدا مقاطع
دایره ای را به چندین بخش
مساوی تقسیم می کردند. سپس در داخل هر قسمت
تقسیم شده، هلالی معکوس را
رسم می کردند. این کار آنها را قادر می ساخت که
مقاطع بسیار دقیق ستون
های دایره ای را به دست بیاورند. محاسبات
اخیر، مهندسان سازه تخت جمشید
را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت
آنها،‌ فشاری که باید ستون ها
تحمل کنند و توزیع تنش در مقاطع ستون ها یاری
می کرد. این مهندسان برای
به دست آوردن مقاطع دقیق ستون ها مجبور بودند
عدد پی را تا چند رقم اعشار
محاسبه کنند
هم اکنون دانشمندان در بزرگ ترین مراکز علمی و
مهندسی جهان چون «ناسا»
برای ساخت فضاپیماها و استفاده از اشکال
مخروطی توانسته اند عدد پی را تا
چند صد رقم اعشار حساب کنند. بر اساس متون
تاریخ و ریاضیات نخستین کسی که
توانست به طور دقیق عدد پی را محاسبه کند،
«
غیاث الدین محمد کاشانی» بود.
این دانشمند اسلامی عدد پی را تا چند رقم
اعشاری محاسبه کرد. پس از او
دانشمندانی چون پاسکال به محاسبه دقیق تر این
عدد پرداختند. هم اکنون
دانشمندان با استفاده از رایانه های بسیار
پیشرفته به محاسبه این عدد می
پردازند.
شاه کرمی با اشاره به این موضوع که در بخش های
مختلف سازه تخت جمشید،
مقاطع مخروطی شامل دایره، بیضی، و سهمی دیده
می شود، گفت: «به دست آوردن
مساحت، محیط و ساخت سازه هایی با این اشکال
هندسی بدون شناسایی راز عددپی
و طرز استفاده از آن غیرممکن است
داریوش هخامنشی بنیان گذار تخت جمشید در سال
521
پیش از میلاد دستور ساخت
تخت جمشید را می دهد و تا سال 486 بسیاری از
بناهای تخت جمشید را طرح
ریزی یا بنیان گذاری می کند. این مجموعه
باستانی شامل حصارها، کاخ ها،‌
بخش های خدماتی و مسکونی، نظام های مختلف
آبرسانی و بخش های مختلف دیگری
است.
مجموعه تخت جمشید مهمترین پایتخت مقاومت
هخامنشی در استان فارس و در
نزدیکی شهر شیراز جای گرفته است

+ نوشته شده در 1386/10/10ساعت 11:08 توسط pce نظرات(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب

آماری عجیب در مورد انسان ها

بشر پر حرف ترین موجود روی زمین است. این آمار را اخیرا از سوی پزشکان روسیه منتشر شده.

این محققان حد متوسط عمر بشر را هفتاد سال گرفته اند که در این مدت انسان 13 سال حرف می زند، 6 سال غذا می خورد و 23 سال نیز می خوابد.

هر نفر به طور متوسط صدها تن غذا می خورد. اگر وزن افراد را 75 تا 80 کیلو گرم بگیریم باید گفت هر فرد در عمر خود 1250 تا 1335 برابر وزنش غذا می خورد. در مدت یک روز یا 24 ساعت 1000 لیتر هوا تنفس می کند وقلبش در هر 1 دقیقه 80 تا 100 بار می زند. با این شرایط
قلب انسان در طول زندگیش دو میلیارد و58 میلیون بار بدون وقفه واغلب بدون کوچکترین مشکلی می زند.

انسان تنها موجودی است که راست قامت است و روی دو پا راه می رود ودر طول روز به طور متوسط 20 هزار قدم بر می دارد یعنی 7 میلیون قدم در سال. در 70 سالگی تعداد این قدمها به 500 میلیون می رسد یعنی 500 هزار کیلومتر راه رفته. با این محاسبات می توان نتیجه گرفت که هر فرد در طول زندگیش می تواند 9 بار کره ی زمین را دور بزند و با پای پیاده به کره ی
ماه برود با توجه به اینکه فاصله زمین تا ماه 390 هزار کیلومتر است .....

بدن انسان به وسیله ی پوشش شگفت انگیزی محافظت می شود. این پوشش پوست بدن است که در هر ساعت 30 میلیون میکروب روی آن می نشیند و 29 میلیون آن کشته می شود و پس از 2 ساعت از این 30 میلیون فقط 7 هزار تای آن باقی می ماند.

در بدن انسان بین 2 تا 4 میلیون نقطه ی درد و جود دارد که حساسیت آن نسبت به موقعیت پوست بدن فرق دارد. بدن انسان قدرت مقاومت شگفت انگیزی دارد و می تواند گرمای 44 تا 45 درجه را تحمل کند و حتی اگر به تدریج گرم شود در فضای خشک می تواند 150 تا 160 درجه حرارت را تحمل کند و بالاترین میزان برودت که بدن قادر به ایستادگی در برابر آن است 27 درجه زیر صفر است.

انسان می تواند 52 روز تنها با خوردن آب زنده بماند. حساسترین عضو بدن چشم است که می تواند 10 هزار رنگ را تشخیص دهد وبالاخره اینکه نوزادان تا 8 ماهگی دنیا را سیاه وسفید می بینند.

 

 
+ نوشته شده در 1386/10/10ساعت 11:05 توسط pce نظرات(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب

"Valentine "   یا     "سپندار مدگان ؟"

 

عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: " تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي ، سردرگمي و هيجان مي شود."

اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر  مي دانند . سفره هفت سين  نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند! جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است  را نمي شناسند ، اما همراه وهمزمان با بيگانگان روز شكرگزاري  برپا مي كنند ! همه چيز را در مورد  Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي نام "سپندارمد گان" به گوششان نخورده است.

چند سالي ست حوالي26 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد  والنتاين  سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل شاهنشاهی ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي  به نام  والنتيوس ( والنتاين )، مخفيانه عقد  سربازان رومي را با  دختران محبوبشان  جاري مي كرد . كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتیوس را به زندان بيندازند. والنتیوس در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود !!!! سرانجام كشيش  به جرم  جاري كردن  عقد عشاق ، با قلبي عاشق اعدام مي شود... بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!

این داستان پرسش بر انگیز است و مهم ترین پرسش این است که دختر زندانبان در زندان چه می کرده است که والنتیوس او را در زندان دیده و عاشقش شده است ؟؟؟؟ آیا چنین رویدادی سزاواری تبدیل شدن به یک حماسه ی تاریخی را دارد ؟ آیا  زندگانی یک  کشیش می تواند سمبلی  برای عشق باشد ؟ آن هم برای ما ایرانیان !!!  در حالی که پیش از به  دنیا آمدن  آقای والنتيوس ما در سرزمینمان از صد ها سال پیش  روزی را به نام روز  عشق داشته ایم  و البته سمبل  عشق نیز  نزد ما به طور مسلم یک انسان عادی نبوده است .

در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند  و علاوه بر اينكه ماه ها  اسم داشتند ، هريك از روزهاي  ماه  نيز   يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است  ، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و  فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندارمد" بوده است. سپندارمد لقب ملي زمين است. زمين نماد عشق است  چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندارمد گان (29 بهمن ) را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند نه سربه نیست شدن یک کشیش عاشق را!!!!!

سپندارمد جشن  زمين  و گرامي داشت عشق است. در اين روز زنان  به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند. ایران سرزمینی است كه با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است،ایرانیان به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانداند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است.

 

 

 

كمتر كسي است كه  بداند در ايران باستان ، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد ، كه از بيست قرن  پيش از ميلاد ، روزي موسوم به روز عشق بوده است! جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! و این خود گواه این  ادعا است که بیگانگان  همیشه  سعی داشته اند رویداد های تاریخی شان را حتی شده با تحریف به گونه ای بیان کنند که با گاهشماری ایرانیان مطابقت داشته باشد . همانند کریسمس که در واقع شب چله ( یلدا) ی ما ایرانیان است ....

حال این حقیقت آشکار تاسف برانگیز است ؛ بیگانگانی  که زمانی  همه ی  هم و غمشان  این بود  که  مناسبت ها و  بزرگداشت هایشان از نظر تاریخی با جشن ها و  بزرگداشت های ما  ایرانیان  تلاقی  داشته  باشد و برای این  منظور حتی دست  به  تحریف پیشینه ی خودشان  هم می زدند  ببینید  چگونه  الگوی ما قرار گرفته اند ....؟ چرا ؟  چون گویی  ما فراموش کرده ایم که از نظر فرهنگی یک سر و گردن از دیگر ملت ها بالا تریم . فرهنگ ما ایرانیان مقوله ای چون تکنولوژی نیست که نیازمند به پیشرفت و تاثیرپذیری داشته باشد چرا که فرهنگ ما از آغاز غنی و کامل بوده است , آن را به یاد آوریم .

با مرعوب شدن در برابر فرهنگ وآداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند ! براي اينكه ملتي  در تفكر عقيم  شود ، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. چرا ما خودمان این ضربه را به خود می زنیم ؟ فرهنگ مهم ترين عامل در حيات ، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است و ریشه ی تاریخ ما ایرانیان تمدن و بالندگی بی نظیری است که هیچ سرزمینی مانند آن را ندارد , پس چرا ما خودمان مانند بی هویت ها رفتار می کنیم ؟ بیگانگان از فرهنگ نیاکان ما آموختند و با تحریف و دست کاری در پی آفرینش فرهنگی, مشابه بر آمدند  اما تنها موفق به  ساختن  کاریکاتوری  فرهنگی  از آنچه در سرزمین ما بود شدند , حال ما داریم از این کاریکاتور تقلید می کنیم !!!!!

ما ایرانیان فراموش کرده ایم که زمانی سر مشق و سر لوحه ی فرهنگی تمام جوامع بودیم. پیش از آنکه آنها بدانند تمدن به چه معناست این ما بودیم که تقویم سرزمینمان سرشار از جشن و بزرگداشت بوده است آن هم با سمبل هایی همیشه جاودان .

دریافتن این نکته که ما محور فرهنگی جهان هستیم وعادات و رسوم و ارزش های فرهنگیمان برتر از بیگانگان است کارمشکلی نیست. کافی است کمی کاوش کنیم و خود واقعی مان را دریابیم و دست از خود باختگی فرهنگی برداریم .

در خودباختگی هیچ نقطه ی تکاملی وجود ندارد . به جای سالروز درگذشت والنتيوس – که معلوم نیست روز اعدامش 26 بهمن بوده یا نه - بیا یید سپندارمدگان ( 29 بهمن ) روز عشق را گرامی بداریم .

 

 

+ نوشته شده در 1386/10/10ساعت 01:13 توسط pce نظرات(259) - ارسال نظر - - لینک مطلب

سلام خدمت تمامی شما دوستان عزیز به خصوص شما آقا رضا که سوال کرده بودی ابتدا ورودت به جمع وبلاگ نویسا رو تبریک می گم و سپس جواب:

ببین وقتی که ۱ پست رو تو وبلاگت قرار می دی و طولش بلنده نیازی نیست که کاری رو شما انجام بدی سامانه وبلاگ به صورت اتوماتیک ان را خلاصه کرده و دکمه ادامه مطلب رو براش قرار می ده فقظ کافیه روی (ذخیره پست جدید) کلیک کنی سپس یک تب جدید در اینترنت اکسپلور باز کنی و به آدرس وبلاگت بری تا ببینی که درست شده یا نه اگر بعد از ذخیره پست جدید مشاهده رو بزنی در آنجا نشان نمیدهد .

امیدوارم که تونسته باشم کمکت کنم     قربانت

    siavash_pce

+ نوشته شده در 1386/10/10ساعت 12:48 توسط pce نظرات(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب

اين نامه را براي هر آنکه دوستش داريد بنويسيد ( البته اگه تا آخرش طاقت بياره بخونه ) 
علاقه و محبت شديدي كه سابقا به تو ابراز مي كردم

دروغ بود و بي احساس بود و در حقيقت نفرت من نسبت به تو

روز به روز بيشتر مي شود و هر چه بيشتر تو را مي شناسم

به دو رويي تو بيشتر پي مي برم و

اين احساس در دل من جا ميگيرد كه بالاخره بايد

از هم جدا شويم ديگر به هيچ وجه حاضر نيستم كه

روزي شريك زندگي تو باشم و اگر چه عمر دوستي چون گلهاي بهاري كوتاه بود

در اين مدت كم به طبيعت فرومايه و هوسهاي پست تو پي بردم و

بسياري از صفات و اخلاق تو برايم روشن شد مطمئن هستم كه

اين خشونت و تنه خوئي بالاخره تو را بدبخت خواهد كرد

اگر ازدواج ما سر گيرد

تمام عمر با پشيماني خواهي گريست و اگر افسانه آشنايي پايانش جدايي باشد

خوشبخت خواهيم بود و حالا لازم است كه بگويم

اين موضوع را هيچ گاه فراموش نكن و مطمئن باش  که

اين نامه را سرسري نمي نويسم و چقدر ناراحت كننده است اگر

باز هم بخواهي در صدد دوستي با من باشي بنابراين از تو ميخواهم

جواب نامه مرا ندهي چون نامه تو سرتاسر

دروغ و تظاهر است و تنها چيزي كه نداري

محبت است و من تصميم گرفتم براي هميشه

تو و يادگاري تلخ عشقت را فراموش كنم ديگر به هيچ وجه نميتوانم

خودم را راضي كنم كه دوستت داشته باشم و شريك زندگي تو باشم

و حالا اگر مي خواهي به محبت من پي ببري نامه مرا يك خط در ميان بخوان

<< دوستت دارم >>

+ نوشته شده در 1386/10/8ساعت 02:34 توسط pce نظرات(204) - ارسال نظر - - لینک مطلب

هفت اصل بيل گيتس

 بيل گيتس، رئيس مايکروسافت، در يک سخنراني در يکي از دبيرستان‌هاي آمريکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: در دبيرستان خيلي چيزها را به دانش‌آموزان نمي‌آموزند. او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبيرستان فرا نمي‌گيرند، بيان كرد.
اصول بيل گيتس به اين شرح است:
اصل اول: در زندگي، همه چيز عادلانه نيست، بهتر است با اين حقيقت کنار بياييد.
اصل دوم: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قايل نيست. در اين دنيا از شما انتظار مي‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد، کار مثبتي انجام دهيد.
اصل سوم: پس از فارغ‌التحصيل شدن از دبيرستان و استخدام، کسي به شما رقم فوق‌العاده زيادي پرداخت نخواهد کرد. به همين ترتيب قبل از آن‌که بتوانيد به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد، بايد براي مقام و مزايايش زحمت بکشيد.
اصل چهارم: اگر فکر مي‌کنيد، آموزگارتان سختگير است، سخت در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد که رئيس شما خيلي سختگيرتر از آموزگارتان است، چون امنيت شغلي آموزگارتان را ندارد.
اصل پنجم: آشپزي در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌هاي ما براي اين کار اصطلاح ديگري داشتند، از نظر آنها اين کار 1يک فرصت  بود.
اصل ششم: اگر در کارتان موفق نيستيد، والدين خود را ملامت نکنيد، از ناليدن دست بکشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد.
اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشويد، والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و به قدري که اکنون به نظر شما مي‌رسد، ملال‌آور نبودند.

 

+ نوشته شده در 1386/10/8ساعت 02:31 توسط pce نظرات(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب

Cyrus the great

واپسین سخنان ابر مرد تاریخ ایران و جهان

کوروش بزرگ

گزنوفون مورخ نامدار یونانی در کتاب کوروپدیا ( زندگی کوروش بزرگ ) چنین می نگارد :

کوروش بزرگ پس از هفتمین بار که سراسر امپراتوری ایران را سرکشی کرد دیگر قدرت و توان جوانی را نداشت و روزگار پیری اش آغاز شده بود . پدر و مادرش سالها پیش با دنیای فانی بدرود حیات گفته بودند . وی به مناسبت هفتیمن سرکشی به کل سرزمینهای ایران که بیش از دهها کشور می شد جمع کثیری از رعیتهای و افراد عام ایران را گردآورد و سپس به آنها پاداشهای بسیاری بخشید . سپس شبانگاه به بالین خواب رفت . همان شب در عالم رویا ندایی او را مخاطب قرار داد و چنین گفت :

"ای کوروش خود را آماده ساز زیرا به زودی به ملکوت خدایان پرواز خواهی نمود "

کورش از شنیدن این ندا سراسیمه از خواب برخاست و خواب برای بزرگان بازگو کرد و چنین پاسخ شنید که به زودی به دیار جاوید خواهی شتافت . کوروش پس از شنیدن این سخن دریافت که آماده سفری بس طولانی و ابدی خواهد بود و پایان زندگی پر فراز و نشیبش اش فرا رسیده است . پس روی به درگاه یزدان نمود و چنین گفت :

ای ایزدان این آخرین قربانی من را پس از یک عمر مجاهدت و کوشش با لطف و کرم خویش بپذیرید . من از یاری خداوند در تمامی مراحل زندگی ام سپاسگزارم . موهبت او بود که به من راه درست را نشان داد و دریافتم چگونه باید از خطا دوری بجویم. خداوند را ارج مینهم که حتی در اوج قدرت هرگز از یادش دوری ننمودم . اینک تنها و آخرین آرزویم این است :

"روزگار زن ٫ فرزندان ٫ دوستان ٫ مردم و میهن عزیزم سعادتمند گردد و عمرم را با شرافت به پایان برسانم "

کوروش پس از این سخن راهی کوه مقدس ایرانیان شد و قربانیان بسیاری را روانه خداوند کرد . سپس به قصر خویش باز گشت تا اندکی بیاساید . چون زمان استحمامش فرا رسید او را دعوت کردند تا خود را شستشو دهد ولی وی پاسخ داد که ترجیح می دهد در بستر خویش به استراحت بپردازد . شب هنگام زمان شام فرا رسید . خادمانش وی را جهت صرف شام فرا خواندند ولی باز کورش از ترجیح داد که در بسترش آرامش اختیار کند . ولی چون عطش بسیاری داشت از خادمانش آب درخواست نمود و نوشید . فردای آن روز فرزندان را فراخواند . پسران کوروش در تمامی مراحل زندگی ( نبردها - سختی ها - شادمانی ها و . . . ) در کنارش بودند . سپس بزرگان هر قوم ایران را نیز فراخواند . موبدان و ریش سپیدان و اندیشمندان را خواست که همگی کنارش گردآیند . پس از آنکه افراد زیادی در محل حضور پیدا نمودند کوروش سخنان اش را آغاز کرد :

ای پسران - دوستان و بزرگان ایران اینک بدانید که عمر من به پایان رسیده است . نشانه های بسیاری وجود دارد که همگی از سفر به دیار جاوید خبر میدهد . من در زندگی ام مردی خوشبخت بودم . در روزگار کودکی از تمامی نعمات زندگی که هر کودکی نیک به دان آراسته بود برخوردار بودم . چون به دوران جوانی رسیدم مزایای جوانی را کسب کردم و از آن بهره جستم و در دوران پیری ام از هیچ نوع موهبتی محروم نبودم . از روز نخست به خاطر دارم که هرچه به عمرم افزوده می شد احساس قدرت و توانایی بیشتری میکردم تا حدی که در روزگار پیری احساس ضعف ننمودم . هر آرزویی که داشتم همگی برآورده شد و دست به هر کاری که زدم به یاری خدا پیروز و سرافراز شدم . دوستان و یارانم از حسن تدبیر من برخوردار شدند . دشمنانم جملگی فرمانم را گردن نهادند . پیش از حکومت من کشورم سرزمین کوچک و گمنامی در آسیا بود که همه ساله مورد یورش بیگانگان قرار می گرفت . حال که مرگ من فرارسیده است آن را بزرگترین و مقتدرترین کشور آسیا به دست شما می سپارم .من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزت و سربلندی ایران زمین مغلوب شده باشم . جمله آرزوهایم بر آورده شد و سیر زمان به کام من بود ولی در تمام مراحل زندگی از شکست و ضعف در هراس بودم و هیچگاه مغرور نشدم و خودپسندی را هرگز به خود راه ندادم . در پیروزی های بزرگ هیچگاه پای از دایره اعتدال بیرون ننهادم و حتی شادمانی بی جهت ننمودم . حال که آخرین لحظات زندگی را سپری میکنم خود را بسی خوشبخت و سعادتمند می دانم . زیرا فرزندانم همگی سالم ٫ با نشاط و عاقل هستند و وطنم از همه جهت مقتدر و باشکوه است و یارانم مسرور و محتشمند . آیندگان از من و کشورم به نیکی یاد خواهند کرد . آیا با چنین موفقیت هایی نباید با آرامش خاطر و امید بسیار به دیار باقی چشم بر روی هم بگذارم ؟

حال زمان آن فرا رسیده است که من جانشین خود را برگزینم تا از نفاق و سخن بیهوده جلوگیری شود . من هر دوی شما پسران ( کمبویجه و تانااوکسار ( بردیا )) را به یک اندازه دوست می دارم ولی امور کشوری را به دست فرزند بزرگتر می سپارم که تجربه بیشتری دارد . من در دوران زندگی از سنت کشورمان بهره بردم و مقید به حرمت نهادن به برادران و بزرگتران بودم . چه در راه رفتن و جه در سخن گفتن . هنگام نشستن بزرگ تر و ریش سپیدان را مقدم از نشستن خود می دانستم . به همین جهت به تمام فرزندانم از دوران کودکی آموزش دادم که در تمامی مراحل زندگی به مهتران و بزرگان احترام گذارند و آنها را بر خود مقدم شمارند . شما و آیندگان نیز باید چنین کنید تا این سنت نیک ایرانی باقی بماند . پس تو ای کمبوجیه پس از آنکه بر اریکه حکومت ایران نشستی دمی در زندگی و کشورت غفلت مکن و این موهبتی بزرگ که خداوند به من داده بود را حفظ کن . تو ای تانااوکسار عزیز حکومت ماد ( آذربایجان و کردستان ) ٫ ارمنستان و کادوزی را به تو می سپارم . خداوند را سپاسگزارم زیرا تمامی نیازهای یک پادشاه نیکو را در شما دو فرزند عزیزم می بینم . کمبوجیه مسئولیت بیشتری نسبت به تو ای تانااوکسار بر عهده دارد . هردوی شما بایستی گونه ای حکومت کنید که زمان استراحت نداشته باشید . عشق به کارهای بزرگ و مشکل داشته باشید و در نهادتان پی ریزی کنید . کوشش کنید که فریب کاری و نیرنگ بیگانگان در شما نفوذ نکند . زیرا اینها مانع از درست حکومت کردن است .

ای کمبویجه بدان که عصای زرین - سلطنت را حفظ نمی کند بلکه یاران صمیمی و نیک برای پادشاه بهترین و مطمئن ترین تکیه گاه است . این را بدان که افراد وفادار عموما کم پیدا می شوند زیرا اگر این خصلت نیک فراگیر بود دیگر خیانت و دروغ و دشمنی وجود نداشت . پس تو نیز بایستی در تلاش برای جذب چنین افرادی باشی که البته این کوشش با جور ٫ ستم ٫ زور و قدرت یافت نمی شود بلکه با یاری به دیگران ٫ کارهای نیک و رفتار پسندیده بدست می آید . اگر برای اداره امور کشوری نیاز به یاری داشتی همکاران خود را از میان اشخاص شریف و اصیل برگزین . هم میهنان خودمان بدون شک از خارجیان و مردمان کشورهای دیگر بهتر به کشورشان خدمت میکنند و به ما نزدیک ترند . آنها از خون ماهستند و با آداب و فرهنگ و رسومات ما بزرگ شده اند . پس کوشش کن که از ایرانیان برای اداره این کشور بهره ببری . این پیوستگی که میان ایرانیان وجود دارد به لطف خداوند است و شما نیز باید برای حفظ آن کوشش کنید . اتحادتان را در تمام زندگی حفظ کنید تا همیشه پایدار و سرافراز باشید . هر افتخاری که نصیب هر کدام از شما دو برادر شود گویی برای دیگر کسب افتخار شده است پس تلاش کنید که برای یکدیگر موفقیت بیافرینید . هر کدام از شما که قدرت بیشتری داشته باشید هیچ کس جرات بی احترامی به برادر پایین تر را نخواهد کرد . پس موفقیت هر کدام از شما موفقیت آن دیگری است . در هیچ کجای گیتی ننگی بالاتر از نفاق و دورویی و دشمنی بین دو برادر و خانواده سراغ ندارم .

 

ای پسران عزیزم من هر دوی شما را به خدا و سپس سرزمین و وطنم را به شما می سپارم و از شما تقاضا دارم اگر می خواهید که رضایی خاطر من را فراهم سازید دست اتحاد و یاری به یکدیگر دهید تا پیوسته روح و روان من از شما شاد باشید . امیدوارم این تقاضای من را عملی سازید زیرا من پیوسته ناظر بر اعمال شما هستم . پس از مرگ شما دیگر روح مرا نمی بینید ولی اثرات آن را در زندگی خویش احساس خواهید کرد . مگر بارها ندیده اید که کسی که دست به ریختن خون هم نوع خود می زند همیشه وحشت ٫ اضطراب و احساس گناه را در زندگی اش حس میکند و دمی راحتی و آسایش ندارد ؟ اگر روح و روان در زندگی زمینی تاثیری نداشت بدون شک هیچ گاه این افراد احساس پشیمانی و گناه نمی کردند و با انجام چنین کاری خشنود و سربلند می شدند . من در طول زندگی ام پیوسته باور داشته ام که روح آدمی پس از مرگ از کالبد خاکی جدا می شود ولی هرگز محو یا نابود نمی شود . هرگز نتوانسته ام باور کنم که زندگی یا روح و روان پس از مرگ وجود خارجی نداشته است . من همیشه بر این باور بوده ام انسان مانند جوهری رنگین است که پس از مرگ آلودگی ها و رنگهای تیره اش از آن جدا می شود و پاکی و اصالتش آغاز می شود . قطعات مختلف بدن به مبدا اصلی اش یعنی خاک باز میگردد . یاران و هم میهنان من : مرگ شبیه به خواب است در مرگ است که روح انسان به ابدیت می پیوندد و چون از هر قید و بندی آزاد می شود بر آینده مسلط می شودو خبر آن را برای ما بازگو میکند . پس بدانید که من در تمامی مراحل زندگی شاهد و ناظر کارهای شما هستم . پس هرگز پای از دایره درستی و خدمت بیرون نگذارید . اگر هم بر این باور هستید که روح همراه با بدن نابود می شود و هیچ باقی نمی ماند از خدای بزرگ بهراسید که بدون شک ناظر و شاهد اعمال شماست ٫ نظام دنیا بر عهده اوست ٫ بر هر کاری تواناست و در بقایش شکی نیست . اگر کارهای شما پیوسته در راه عدالت و مهرورزی باشد دیری نمی کشد که ارزش شما در بین مردم گسترش می یابد و قدرت شما روز به روز بیتشر می شود . ولی اگر چنین نکنید روز به روز ضعیف تر و به پایان حکومت خود نزدیکتر می شوید . حتی اگر فقط به نزدیکان و محبوبان خود ظلم کنید بدانید که دیگران بر چنین پادشاهی اعتماد نخواهند کرد و پایه های حکومتش سست خواهد شد . از تاریخ درس بگیرید و  بر سرگذشت دیگران بیاندیشید . در آئینه گذشتگان بسیار پدران و فرزندانی بوده اند که اتحاد و مهرورزی را از زندگی خود هرگز دور نکرده اند . پس از آنها الگو بگیرید . نفاق در بین خانوده پادشاه بدون شک سلطنت و کشور را متزلزل می کند و ظلم و ستم دشمنی و کینه را ایجاد می کند . همیشه الگوی خود را از میان افرادی برگزینید که در زندگی رستگار و سرافراز بوده اند و پای از راه عدالت و نیکی بیرون ننهادند .

دیگر بس است . گفتارم به داراز کشید . فرزندان من پس از مرگ بدنم را در طلا یا نقره یا امثال آن نپوشانید . زودتر آن را در آغوش خاک کشورم بسپارید که منشا نیکی و ثروتها و زیبایی هاست . من عمر خویش را در یاری به مردم سپری نمودم . نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت که این آسایش برایم از تمامی لذتهای زندگی بالاتر بود . اکنون حس میکنم که روحم آهسته آهسته از بدنم دور می شود و بسی سبک شده ام . این راهی است که همه شما نیز خواهید رفت . اگر از میان شما کسی میخواهد که دستم را لمس کند و فروغ چشمم را ببیند نزدیک شوید زیرا پس از مرگ راضی نیستم دورم گرد آیید . حتی به شما فرزندانم نیز اجازه نمی دهم بدن بی روحم را نظاره کنید و آه بکشید . پس از مرگ همه مردم ایران را برای شرکت در سر مزارم که پیکر بی جان من در آن خاک شده است فراخوانید و از همگی آنان پذیرایی کنید . از هر شهری که آمدند بگذارید که با رسومات و فرهنگ خودشان مراسم را اجرا کنند . زیرا با این کار روح من در سرای ابدی بس شادمان و سربلند می شود . اینک برای آخرین بار میگویم که بهترین ضربتی که به دشمنان میتوانید وارد کنید این است که :

با دوستان خود با مدارا و نیکی رفتار کنید

پسران من خدا یار و یاور شما باشد . بدرود من را به مادرتان برسانید . یاران حاضر و کسانی که در این مکان نیستند برای همیشه با شما بدرود می گویم .پس از ادای این سخنان حضار برای فشردن دست کوروش بزرگ پادشاه دادگسترشان به کنار وی رفتند و پس از ساعتی کوروش بی صدا و آرام بر بستر مرگ جای گرفت و روان و خاطری پایدار و بزرگ منشانه از خود به جای گذاشت .

 

+ نوشته شده در 1386/10/8ساعت 02:18 توسط pce نظرات(245) - ارسال نظر - - لینک مطلب